خرید بک لینک
گلی ای کاش نرم احتمالا یه خونه روستایی اونم تو شمال آرزوی آخر هفته خیلیا باشه ولی من امیدوارم به اونجا نرم.خونه ای به سبک قدیم ، با سقف چوبی و سکویی بزرگ با حیاط گنده و باغی که تبدیل به مرغداری شده. مهمونای استانهای دیگه که میان دوسش دارن ولی من نه.دلم می خواست به جای نشستن تو خونه ای که از سر و کولمون ، ( بزار بشمارم)هفت تا بچه بالا برن و به زور دنبال سوراخ موش واسه شیردادن بچه بگردم ، حداقل تو روستا یه دوری می زدیم ، بعد از ظهر برای تنوع

برچسب: نویسنده: ابوالفضل مرادیان تاريخ: جمعه 8 آبان 1405 ساعت: 3:00

گلی خواب نبود عذاب بود دیشب از دم‌دمای صبح که بالاخره پسرک بی‌خیال لگدمال‌کردن مامانش شد و خوابش کمی عمق پیدا کرد، منم فرصت کردم به خواب رِم برم.اولش همه‌چی خوب بود. خواب دیدم رفتیم مسافرت، یه جای خشک و بی‌آب‌وعلف، کنار اتوبان. یهو نمی‌دونم از کجا، بچهٔ ده‌سالهٔ جاری و بچهٔ سه‌سالهٔ خواهر جاری هم به قصه اضافه شدن که ماماناشون سپرده بودنشون به من تا دسته‌جمعی از سفر لذت ببریم. چه لذتی! نگم براتون که تا خود صبح داشتم این دو تا رو از وسط اتو

برچسب: نویسنده: ابوالفضل مرادیان تاريخ: جمعه 8 آبان 1405 ساعت: 3:00

گلی آخرین متد خواباندن نوزادی که با واکسن شش ماهگی ، قفل مرحله شیطنتش باز شده مدل به خواب رفتن پسرک خیلی عجیب غریبه. اول دراز می کشه و شیر می خوره ، یه قلپ می خوره ، انگشتای پاشو می گیره ، حرکت نوزاد در پیلاتس رو اجرا می کنه. این وسط اگر صورتش برگشت سمت شیر که باز یه قلپ دیگه می خوره ، اگر نه و رفت جهت مخالف یهو زیاد می چرخه و دم رو میشه. دنیا رو از نیم سانت بالاتر میبینه و برنامه خواب تبدیل میشه به پیدا کردن نقشه گنج اسباب بازی ها. وقتی م

برچسب: نویسنده: ابوالفضل مرادیان تاريخ: جمعه 8 آبان 1405 ساعت: 3:00

گلی بخند ، دنیا همین یکی دو روزه در رو پشت سرم بستم ، چند قدمی به نیتِ خریداری و فریب اذهان از خونه زدم بیرون. نیم ساعته ناقابل. پاهام روی آسفالت خشک و هوای خنک منو می برد به سمتی که حس می کردم هوا راحت تر تو ریه هام میره. نیاز بود یکم تو خودم باشم. هنوز علف هرز کنج آسفالت و دیوار گلهای آبی میده. روی دیواره خونه ای گلی که فکرشو نمی کردم پر از شکوفه و گلهای زرد شده. از حیاط بسیار کوچک منزلی شاخه های پر برکت درخت خرمالو به بیرون آویزون شده و

برچسب: نویسنده: ابوالفضل مرادیان تاريخ: جمعه 8 آبان 1405 ساعت: 3:00

گلی تریلر قیامت با حرکات آکروباتیک بدون هزینهی که امروز تو خیابون پسرک انجام داد ، مثل زنجیر پاره کنای وسط میدون تو چشم بودیم.آقا تو کالسکه، انگشت لنگ مبارک بر دهن ،هنرنمایی می کرد.+شانسی که اوردم در زمان حاضر این کلیپ آقاهه رو از لامبورگینی دیدم ، خدا خیرش بده ، چند تا نکته فنی گفت که از تهیهنش پشیمون شدم.هیچ جایی( تاکید کرد هیچ جایی) برای گذاشتن موبایل نداره باید زیر فرمون بین پاهات بزاریشبنزین ۹۵ میخوره که تو ایران نداریمصندوقشم یه فضای

برچسب: نویسنده: ابوالفضل مرادیان تاريخ: جمعه 8 آبان 1405 ساعت: 3:00

گلی همه چی یهویی شد پونصو شونصد بار پله ها رو رفتم و اومدم. گفتم حالا که خانوما دور هم جمعیم ، کیک پای سیبی که خیلی وقته هوس کردم بپزم ولی خودمو لو ندادم تا اگر خوب از اب درنیومد آبروم نره جلو جاری و خواهرشوهر هنرمندیه جا آخرای پختن کیک، پسرک که پیششون بود آژیر خطر به صدا دراورد و جیغ جیغ که من مامانمو می خوام ، زنگ زدن که برم بگیرمش ، دیگه رفتم رو دور تند و زودی گذاشتمش تو دیگ زودپز و رفتم پیش بقیه.همین کیک هول هولی خیلی خوشمزه شد چایی دم

برچسب: نویسنده: ابوالفضل مرادیان تاريخ: جمعه 8 آبان 1405 ساعت: 3:00

گلی جشن تعیین شغل اینده آخر شب به یاد حرف پارادوکس افتادم که گفته بود رسم دارن تو جشن دندونی چند قلم وسیله می چینن و منتظر می مونن بچه چی برمی داره و همون احتمالا شغل اینده اش میشه.گوشی پزشکی دخترک ( نماد شغل های مرتبط با پزشکی ) ، خط کش دخترک( شغل های مهندسی)، مداد( شغل های اداری و حوزه نویسندگی و ...)، قیچی دخترک( خیاطی و آرایشگری و ...) و هدفون دخترک ( حوزه موسیقی) ردیف چیدیم جلوی پسرک . هنوز زمین نذاشته چنگ زد قیچی روبرداشت. یه نگاه بی

برچسب: نویسنده: ابوالفضل مرادیان تاريخ: جمعه 8 آبان 1405 ساعت: 3:00

صفحه بندی